سخن چینی
نویسنده:
مذهبی
حکایت و داستان های قرآنی
بازدید: 2455

حکایت سخن چینی

پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند : فتنه و آشوب زبان از شمشیر بدتر است .


حکایت

آورده اند که شخصی غلام خود را در معرض فروش گذاشته بود ولی هر کس می خواست او را بخرد صاحبش می گفت : این غلام هیچ عیبی ندارد به جز یک عیب و آن سخن چینی و فتنه انگیزی اوست .
یک نفر راضی به خریدن او شد و وی را به خانه ی خود برد . بعد از مدتی که در خانه آن مرد آشنایی کامل پیدا کرد ، روزی به زن صاحبخانه گفت : شوهرت شما را دوست ندارد و بر من ثابت شده که می خواهد با زن دیگری ازدواج کند . زن ناراحت شد و گفت : چاره چیست ؟ غلام گفت : یک راه دارد و آن این است که با تیغ دلاکی مقداری از موی پشت سر او را بتراشی تا من با آن موها عملی انجام دهم که در نتیجه آن ، محبت و دوستی شوهر نسبت به شما زیاد تر شده ، دست از ازدواج بردارد .
از طرف دیگر محرمانه و پنهانی به آقای خود گفت : عیال شما با دیگران انس و آشنایی دارد و تا جایی که من متوجه شدم قصد قتل شما را دارد اگر باور نداری ، به خانه برو و خود را به خواب بزن تا درستی سخن من بر شما آشکار شود . مرد بیچاره به خانه رفت و به بهانه ی آن که بیمار و خسته است به بستر رفت و خود را به خواب زدد .
زن که شوهر خود را در خواب عمیق دید ؛ برای اجرای نقشه غلام و تراشیدن مقداری از موی پشت سر آقا ، خود را آماده کرد . در حالی که تیغ در دست داشت آهسته آهسته به طرف سر شوهر رفت . وقتی که خواست موی سرش را جدا کند ، ناگهان مرد از رختخواب برخاست و در همان حال زن را کشت . خویشان زن وقتی از قضیه باخبر شدند هجوم آورده ، مرد را کشتند و مدت زیادی اختلاف و نزاع بین این دو خانواده برپا بود .


در روایت است که چند چیز سبب فشار قبر است ؛ از جمله ی آن ها سخن چینی است و باز در روایت وارد شده که سخن چینی باعث نیامدن باران می‌شود .


ای زبان!  هم آتش و هم خرمنی    چند این آتش در این خرمن زنی ؟
در نهان ، جان از تو افغان می کند     گرچه هر چه گویی اش آن می کند
این زبان! هم گنج بی پایان تویی    ای زبان! هم رنج بی درمان تویی